خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
۱۰۰۱شب برای تو
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
لینک دوستان
جراح ديوانه
جوجه اکسترن
ضربان دلها
خونه ی رويا ها
خونه ی رويا هام
عاشقانه ها
حرفهای من
خانه روياهای من
پاسخ به سوالهای پزشکی شما
کلبه ی تنهايی
متوتروکسات
ميم
سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ايران
وزارت بهداشت درمان آموزش پزشکی
اهدا اعضاء
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
سکانس اول
اون روز که اومد تو دختر کوچولوی خوشگلش یه دمپایی دوخته پوشیده بود. معاینه که کردم دفترچه خواستم. چشاش پر از اشک شد و گفت ندارم. گفتم خوب خیلی ها دفترچه ندارن.گریه چرا می کنی؟ باباش چه کارس؟ گفت : شوهرم فوت کرده آقای دکتر تو یه تصادف. ناراحت شدم.مثل همیشه دست رو شونش گذاشتم گفتم: متاسفم.کسی داری؟ گفت خانواده شوهرم تنهامون گداشتن. . . .
سکانس دوم
-: سلام آقای دکتر .
-: سلام
-:منو میشناسی. من بابای فاطمم
شناختم. یادم اومد. فاطمه به دلیل نا معلومی فوت کرده بود . زمان دانشجویی بیمارم بود. تمام وجودم درد اومد. چقدر گریه کردم اون شب. همون شبی که مبینا هم رفت .
-: دکتر .... باعث مرگ دخترم شد.
-: نه . اون بیچاره همه تلاششو کرد.
-:شما خیلی زحمت کشیدی. میدونی . دقبقا 1 ماه قبلش از تصادف چان سالم به در برد ولی ...
سکانس سوم
سازمان پزشکی قانونی
- چی شده ؟
- چاقو خوردم .
- کی زده نشون بده صدماتتو.
- خواهرم با چاقو زده ... ( روی شونش بود)
آخه من چی کار کنم
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٧ - ۱۰۰۱شب برای تو
